چگونگی کشف شارون، قمر پلوتون
سحابی سیارهای
نواحی روشن از گاز یونیده، نه تنها کنار ستارگان تازه متولد شده، بلکه اطراف ستارههایی که آخرین مراحل تحول خود را سپری میکنند نیز دیده میشود. سحابی سیارهای عبارت است از یک پوستهی گازی به دور یک ستاره آبی داغ و کوچک. در زمان تحول ستاره و در مرحلهی هلیومسوزی، ممکن است ناپایداریهایی بروز کند. برخی ستارگان شروع به تپش میکنند، در حالی که در دیگر ستارهها ممکن است تمام اتمسفر بیرونی به فضا پرتاب شود. در حالت اخیر، یک پوستهی گازی که با سرعت 20 تا 30 کیلومتر بر ثانیه در حال انبساط است اطراف یک ستاره کوچک و داغ (دمای 50000 تا 100000 کلوین) تشکیل خواهد شد. این ستارهی کوچک، هستهی ستارهی اولیه است. تابش فرابنفش ستارهی مرکزی، گاز در حال انبساط را در سحابی سیارهای به یون تبدیل میکند. بسیاری از خطوط نشری روشنی که در یک ناحیهی اچ 2 دیده میشود، در طیف این گاز وجود دارد. البته سحابیهای سیارهای عموماً از بیشتر نواحی اچ 2 خیلی متقارنترند و سریعتر منبسط میشوند. برای مثال، سحابی حلقوی معروف در صورت فلکی شلیاق، M57، بهوضوح در تصاویری که در مدت 50 سال گرفته شده منبسط شده است. در مدت چند ده هزار سال، سحابیهای سیارهای در محیط بینستارهای محو شده، ستارهی مرکزی آنها سرد، و به کوتوله سفیدتبدیل میگردد. سحابیهای سیارهای را در قرن نوزدهم به این نام خواندند، چرا که بهصورت دیداری، برخی سحابیهای کوچک کاملاً شبیه به سیارههایی چون اورانوس به نظر میرسند. قطر ظاهری کوچکترین سحابی شناخته شده تنها چند ثانیه قوسی است؛ در حالی که در بزرگترین آنها، مانند سحابی مارپیچ (Helix Nebula)، ممکن است به یک درجه برسد.
برآورد میشود که تعداد کل سحابیهای سیارهای در کهکشان راه شیری،50000 باشد. تاکنون حدود2000 سحابی سیارهای رصد شده است.
![]()
سحابی مارپیچ. ستارهای که در مرکز دیده میشود، لایههای بیرونی خود را به فضا پرتاب کرده است.
کتاب مبانی ستارهشناسی صفحه ۳۳۸
محاسبه G از طریق آزمایش
مریخ
مریخ را اغلب سیاره سرخ مینامند. سیارهای صخرهای است با قطری نصف قطر زمین اما جرمی یک دهم آن. رنگ متمایل به قرمز به دلیل وجود اکسیدهای آهن بر سطح آن است که به سنگ آهن یا زنگار معروفند. جو رقیقی دارد، با غلظتی حدود یک صدم جو زمین که عمدتاً از دیاکسید کربن (95%) ساخته شده است. نیتروژن (3%)، آرگون (1.6%) و رگههایی از بخار آب و اکسیژن هم در آن یافت میشود. از آنجا که محور زمین و مریخ به یک اندازه کج است، فصلهای مشابهی دارند؛ با این تفاوت که طول فصلها در مریخ حدود دو برابر زمین است، چرا که سال مریخی تقریبآ به اندازۀ دو سال زمین طول میکشد. دمای سطح مریخ از 140- درجه سانتیگراد در زمستان تا 20 درجه سانتیگراد در تابستان در نوسان است. مریخ همچنین از طوفانهای گرد و غبار رنج میبرد که گاهگاهی میتواند کل سطح آن را بپوشاند.
دو کلاهک یخی قطبی دارد که عمدتاً از یخِ آب ساخته شده، ولی لایهای از دیاکسید کربن جامد (یخ خشک) روی آن را پوشانده است. در قطب جنوب عمق لایۀ دیاکسید کربن 8 متر است که بر روی یخِ آب به ضخامت 3 کیلومتر و در محدودهای به قطر 350 کیلومتر قرار دارد. قطر کلاهک قطب شمال 1000 کیلومتر و ضخامت آن حدود 2 کیلومتر است. در زمستان، یخ خشک لایهای یک متری را روی یخِ آب (در قطب شمال) ایجاد میکند که باعث کاهش دیاکسید کربن موجود در اتمسفر و به دنبال آن کاهش فشار جو میشود.
کتاب درآمدی بر نجوم و کیهانشناسی صفحه ۱۳۱ و ۱۳۲
WIMP
برخی راههای ممکن در تشخیص عقبنشینی هستهای، ناشی از برهمکنش WIMP، عبارت است از:
(1) در نیمههادیهایی چون سیلیسیوم و ژرمانیوم، با عقبنشینی اتم، بار الکتریکی آزاد میشود. این یونیزاسیون قابل تشخیص و اندازهگیری است.
(2) در انواع مشخصی از کریستالها و مایعات، موسوم به سینتیلاتور ، با کم شدن سرعت اتم، برقهایی از نور تابش میشود. این نور، که مقدار آن به انرژی عقبنشینی بستگی دارد، به وسیلۀ لامپ فتومالتیپلایر (PMT) قابل تشخیص است.
(3) در کریستال، انرژی عقب نشینی به ارتعاشاتی موسوم به فونون (Phonon) منتقل میگردد. در دمای اتاق، این ارتعاشات در میان ارتعاشات القایی توسط حرارت گم میشود. اما با سرد کردن کریستال تا دمایی نزدیک به صفر، میتوان آنها را آشکار نمود.
هرچند که ممکن است در هر ثانیه یک ملیون WIMP از هر سانتیمترمربع عبور کند، اما بسیار به ندرت با یک هسته برهمکنش مینماید. برآورد میشود که در یک آشکارساز 10 کیلوگرمی، در هر روز و بهطور متوسط تنها یک برهمکنش رخ دهد. اوضاع وقتی بدتر است که بدانیم همواره با پرتوهای کیهانی بمباران میشویم. این پرتوها که از مادۀ معمولی ساخته شدهاند، به آسانی برهمکنش میکنند؛ لذا هرگونه برهمکنش WIMP کاملاً پایمال میشود! یک راه که تعداد پرتوهای کیهانی ورودی به آشکارساز را بسیار کاهش میدهد آن است که آن را در اعماق زمین جای دهیم - مثلاً در عمق 1100 متری معدن بولبی پوتاش در شمال یورکشایر . در این عمق، لایههای صخرهای از هر یک ملیون پرتو کیهانی، تنها یکی را عبور میدهد، و این درحالی است که تنها سه عدد از یک ملیارد WIMP با هستۀ تخته سنگها در بالای آشکارساز برهمکنش مینماید.
بهعلاوه، رادیو اکتیو طبیعی موجود در سنگهای اطراف آشکارساز با تولید نوفه، برهمکنشهای WIMP را میپوشاند. از اینرو آشکارسازها را با سپر تابشی از سرب بسیار خالص، پوشش مسی یا پلیاتیلن میپوشانند، و ممکن است آنها را در مخزن آب غوطهور نمایند. آشکارسازها خود میتوانند ذرات آلفا یا بتا تابش کنند، لذا بایستی در مورد مادۀ سازندۀ آنها دقت ویژهای مبذول داشت. لامپهای فتومالتیپلایر (به منظور آشکارسازی جرقهها) نیز مشکلات خاص خود را دارند. هدایتکنندههای نوری (Light Guide) جهت انتقال نور از کریستالی که برهمکنش در آن صورت میگیرد، مانند یدید سدیم، به لامپهای فتومالتی پلایر حفاظت شده مورد استفاده قرار میگیرد.
بنام آفریدگار بی همتا